خاطرات یکسالگی طاهاجون
مینویسم روی قاب اسمان روی دریاو زمین وکهکشان مینویسم روی گلبرگ نسیم بی نظیری بی نظیری در جهان 

پسرنازم اینجا دو روزه که دنیا اومده
شادیه کل دنیارو به باباو مامانش داده خدا رو بابت این نعمت زیباش سپاس کذاریم
هفتمین روز از تولد جگرم میگذره که زردی داره اوردیمش بستریش کردیم
عزیز مامان خدامیدونه چقدر گریه کر دم بابایی هم ناراحت بود ولی به روی خودش نمی اورد همش منو دلداری میداد
به خاطر این همه زحمتی که برا منو پسرم میکشه ازش خیلی ممنونم

یک ماهگی طاها کوچولو
سه ماهگیه طاها خوشکله
5ماهگیه پسر گلم که برده بودیمش مراسم شیرخوارگان
اینجام هم طاها جون هشت ماهشه داره میشینه ولی نمیتونه خودشو نگه داره
عکسای نه ماهگیه تمام دنیام
ده ماهگیه اقا طاها با پسر عموش علیسان کوچولو
اینم عکسیه که تولد طاها جون رو پیامک فرستاده بودم تله تکس
12ماهگیه گل پسرم 



خاطرات یکسالگی طاهاجون 

